خرید بک لینک
دیگه نمیدونم چی باید بگمدیگه حتی نمیدونم به خودم چی باید بگم؟فقط دلم گریه میخوادیه گریه ی طولانییه گریه ای انقدر طولانی بشه که خوابم ببرهخواب منو ببره و دیگه نیارهمیدونم فقط از بدبختیا و ناراحتیا و دل

برچسب: نویسنده: حامد ایمانی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 0:36

ببین چشام برق میزنه ببین حالم بهتره از روزای پیش، هرچند الان هم ناراحتم و غم دارم ولی غما جشن تولد گرفتن دارن میگن میخندن و کیک میخورن، بگذریم...رسیدم بالاخره به همون جای حساس که ازش میترسیدم همونجایی

برچسب: نویسنده: حامد ایمانی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 0:36

با این دلتنگی ای که افتاده به جونم چه کنم؟؟؟

چند روز اول زیاد چیزی حس نمیکردم اما الان...

کاش زودتر تموم شه این پنج روز

بشه پونزدهم تیرو راحت شم از این غصه و افسردگی...

از این قفس رها کنم خودمو برم تو اغوش مامانم گم شم

فقط از خدا همینو میخوام

برچسب: نویسنده: حامد ایمانی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 0:36

انقدر که من پر و خالی میشم اخرش ترک میخورم و خورد میشم یه گوشهپر میشم، در حد لبریز، بعد سر ریز میشم و مثل ابر بهاری اشک میریزم، صبح چشاممیشه اندازه ی سیب زمینی و هنوز گریه دارم ولی انقدر خودمو نگه مید

برچسب: نویسنده: حامد ایمانی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 0:36

صفحه بندی